نوامبر 21, 2007...3:02 ب.ظ

باران من

جهش به دیدگاه‌ها

12-11-07_0956.jpg

از همان روز دوشنبه يك جورهايي احساس ميكردم،باران و من با هم صميمي هستيم.حالا كه 17 روز از آمدن باران مي گذرد،نسبت به آن احساس قديمي،يقين پيدا كرده ام.كسي چه ميداند،شايد پس از گذشتن روزهايي ديگر،او هم نسبت به من همين احساس را پيدا كند.

11 دیدگاه

  • سلام. تبريك. خوشحالم كه وبلاگتون رو پيدا كردم.
    با دست دووم لينكتون كردم!

  • سلام وبلاگ متفاوتي داريد
    حتما مراجعانتان بيشتر مي شود
    موفق باشيد دوست سينمايي من

  • سلام
    اتفاقي به وبلاگتان رسيدم
    خواندني هاي خوبي داشت موفق باشيد

  • بابای بچه شدی ولی خودت هنوز بچه ای.جوری تربیتش کن که مثل خودت نشه.

  • باران قشنگيه .

    تبريك مي گم بهتون باباي باران .

  • آمدن باران به زندگیتان طراوت و شادی بخشید و آسمان زندگیتان را روشن ترکرد
    این هدیه را تبریک میگویم .

  • نگفته بودي دختر پسرخاله ام اين همه خوشگله. چشم نخوره بچه مون عكسشو گذاشتي اينجا. به باران بگو دخترخاله بابات خيلي دوستت داره….هزارتا شايد هم بيشتر
    راستي مراقب خودت باش پسرخاله
    اين روزها هوا بارانيه و پله ها خيس و اينا!!!! يك وقت خدايي نكرده زبونم لال نخوري زمين. خب؟

  • سلام مجدد
    حضور پر بركت باران را بر زندگيتان تبريك مي گويم

  • ایرج جان؛
    امیدوارم که رنگین کمان اش باشی، در کنار همسری به رنگ آفتاب، بارانی اگر ببارد، لاجرم تو رنگین کمان باید باشی که؛

    بارانی باید

    تا رنگین کمانی برآید؛…

    با پیش کش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی

  • واقعا خوش به حالش . بچه رو … ببخشید باران و می گم . خوشا به سعادتش !
    عجب عموی نازنینی داره این بچه ، ببخشید باران !
    فقط حیف که اسم این طفل معصوم تو دهنش نمی چرخه . نمی دونم چرا !
    خودش که میگه هنوز باورم نشده عمو شدم !
    به حق چیزای نشنیده !! واللللللللا !!!!!

  • ایول داره خودش خبر نداره به جان دایی راست میگم ؟


پاسخ دهید