جهش به دیدگاهها

از همان روز دوشنبه يك جورهايي احساس ميكردم،باران و من با هم صميمي هستيم.حالا كه 17 روز از آمدن باران مي گذرد،نسبت به آن احساس قديمي،يقين پيدا كرده ام.كسي چه ميداند،شايد پس از گذشتن روزهايي ديگر،او هم نسبت به من همين احساس را پيدا كند.
11 دیدگاه
نوامبر 21, 2007 در t 10:20 ب.ظ
سلام. تبريك. خوشحالم كه وبلاگتون رو پيدا كردم.
با دست دووم لينكتون كردم!
نوامبر 23, 2007 در t 3:01 ب.ظ
سلام وبلاگ متفاوتي داريد
حتما مراجعانتان بيشتر مي شود
موفق باشيد دوست سينمايي من
نوامبر 23, 2007 در t 4:00 ب.ظ
سلام
اتفاقي به وبلاگتان رسيدم
خواندني هاي خوبي داشت موفق باشيد
نوامبر 23, 2007 در t 5:30 ب.ظ
بابای بچه شدی ولی خودت هنوز بچه ای.جوری تربیتش کن که مثل خودت نشه.
نوامبر 23, 2007 در t 5:36 ب.ظ
باران قشنگيه .
تبريك مي گم بهتون باباي باران .
نوامبر 24, 2007 در t 5:35 ب.ظ
آمدن باران به زندگیتان طراوت و شادی بخشید و آسمان زندگیتان را روشن ترکرد
این هدیه را تبریک میگویم .
نوامبر 25, 2007 در t 10:56 ق.ظ
نگفته بودي دختر پسرخاله ام اين همه خوشگله. چشم نخوره بچه مون عكسشو گذاشتي اينجا. به باران بگو دخترخاله بابات خيلي دوستت داره….هزارتا شايد هم بيشتر
راستي مراقب خودت باش پسرخاله
اين روزها هوا بارانيه و پله ها خيس و اينا!!!! يك وقت خدايي نكرده زبونم لال نخوري زمين. خب؟
نوامبر 25, 2007 در t 3:24 ب.ظ
سلام مجدد
حضور پر بركت باران را بر زندگيتان تبريك مي گويم
نوامبر 25, 2007 در t 7:22 ب.ظ
ایرج جان؛
امیدوارم که رنگین کمان اش باشی، در کنار همسری به رنگ آفتاب، بارانی اگر ببارد، لاجرم تو رنگین کمان باید باشی که؛
بارانی باید
تا رنگین کمانی برآید؛…
با پیش کش درودهای ایرانی: آرش خیرآبادی
نوامبر 28, 2007 در t 12:13 ق.ظ
واقعا خوش به حالش . بچه رو … ببخشید باران و می گم . خوشا به سعادتش !
عجب عموی نازنینی داره این بچه ، ببخشید باران !
فقط حیف که اسم این طفل معصوم تو دهنش نمی چرخه . نمی دونم چرا !
خودش که میگه هنوز باورم نشده عمو شدم !
به حق چیزای نشنیده !! واللللللللا !!!!!
نوامبر 28, 2007 در t 4:47 ب.ظ
ایول داره خودش خبر نداره به جان دایی راست میگم ؟