محتوای نوامبر 2007

نوامبر 26, 2007

من و باباش(1)

دختر مرد كه به دنيا آمد،در چشمان بسته اش خيره شد و با صدايي لرزان و لحني ناشيانه گفت:”دختر باباش چطوره؟” واين عبارت براي چند روز اول تولد دختر بر زبان مرد جاري بود.اما از آنجا كه پدر داستان ما،عبارات دو بخشي را خوش نداشت،كم كم به جاي عبارت دختر باباش از واژه ي “باباش” [...]

نوامبر 21, 2007

باران من

از همان روز دوشنبه يك جورهايي احساس ميكردم،باران و من با هم صميمي هستيم.حالا كه 17 روز از آمدن باران مي گذرد،نسبت به آن احساس قديمي،يقين پيدا كرده ام.كسي چه ميداند،شايد پس از گذشتن روزهايي ديگر،او هم نسبت به من همين احساس را پيدا كند.