Archive for نوامبر, 2007

من و باباش(1)

نوامبر 26, 2007

26-11-07_0003.jpg
دختر مرد كه به دنيا آمد،در چشمان بسته اش خيره شد و با صدايي لرزان و لحني ناشيانه گفت:”دختر باباش چطوره؟” واين عبارت براي چند روز اول تولد دختر بر زبان مرد جاري بود.اما از آنجا كه پدر داستان ما،عبارات دو بخشي را خوش نداشت،كم كم به جاي عبارت دختر باباش از واژه ي “باباش” استفاده كرد.آنقدر كه ديگر به جاي نام دختر،تنها صدا مي كرد:”باباش!”
دختر مرد حالا براي خودش پدري شده بود!

باران من

نوامبر 21, 2007

12-11-07_0956.jpg

از همان روز دوشنبه يك جورهايي احساس ميكردم،باران و من با هم صميمي هستيم.حالا كه 17 روز از آمدن باران مي گذرد،نسبت به آن احساس قديمي،يقين پيدا كرده ام.كسي چه ميداند،شايد پس از گذشتن روزهايي ديگر،او هم نسبت به من همين احساس را پيدا كند.